پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386
سن مناسب براي ازدواج و لزوم مشاوره در ازدواج
سن در ازدواج از دو نظر داراي اهميت است يكي از نظر رواني و ديگري از نظر فيزيولوژيكي .
1) جنبه رواني: انسان در فرايند رشد از نظر رواني در سنين مختلف داراي ويژگي هاي متفاوت مي باشد. روان شناسي كودك با روان شناسي نوجوان، جوان و پير متفاوت است. خصوصيات رواني يك نوجوان با ويژگي هاي رواني يك فرد سالخورده در اكثر زمينه ها قابل مقايسه نيست. بنابراين ازدواج يك مرد پنجاه يا شصت ساله با يك دختر 18 ساله به دليل تفاوت فاز رواني به سعادت و خوشبختي نمي انجامد. دير يا زود به علت عدم ارضاي نيازهاي رواني، اين عروس جوان با دلمردگي به انتظار مرگ شوهر كهنسال خود روزشماري مي نمايد؛ يا خواهان طلاق مي شود. از سوي ديگر اين مرد كهنسال براي ارضاي نيازهاي همسر جوانش مجبور به تظاهر به جواني و رفتارهاي نامناسب با سن خود مي شود و در نتيجه او نيز از مسير طبيعي زندگي خارج مي گردد و از نظر اجتماعي زبانزد خاص و عام مي شود. و در مجالس و محافل ممكن است همسرش را با فرزندش اشتباه بگيرند و همه جا مجبور است وضعيت خود را توجيه كند. او براي كسب رضايت همسرش ، چنانچه ثروتمند باشد به خريدن جواهرات و لباس هاي گران قيمت و خانه و اتومبيل متوسل مي شود و چنانچه عالم باشد كتاب ها و آثار خود را به او تقديم مي كند؛ ولي هيچيك از اينها او را ارضا نمي نمايد. عكس اين حالت يعني ازدواج زن پير با مرد جوان نيز همين وضع را خواهد داشت. بنابراين كساني كه قصد ازدواج دارند نبايد تحت تأثير پول، مقام اجتماعي، مقام علمي و ساير امتيازهاي ارزشمند، سن همسر آينده خود را ناديده بگيرند.
2) جنبه فيزيولوژيكي: علاوه بر جنبه هاي رواني، ارضاي غرائز جنسي خود مسئله مهمي است. پيرمردي كه توانايي عمل جنسي او كاهش يافته و ازدواج وي با يك همسر جوان بيشتر جنبه ي صحبت و ديدار دارد، قادر نيست به غرايز جنسي همسر خود پاسخ دهد. به قول سعدي " نزن جوان را تيري بر پهلو ، به كه پيري !". واقعيت امر چنين است جواني كه در كنار پيري نياز به ارضاي غرائز جنسي دارد (و او توانايي اين كار را ندارد ) جز ملال و سرخوردگي در ازدواج چيز ديگري نصيبش نمي شود. بنابراين چنين ازدواجي به هيچ وجه فرجام خوبي نخواهد داشت و پايانش فساد و انحراف يا دلمردگي و آرزوي نجات از اين بحران خواهد بود.
سن مناسب براي ازدواج
سن ازدواج در شرايط جغرافيايي و اقليمي مختلف متفاوت است؛ معمولاً در مناطق گرم، سن بلوغ و ازدواج پايين تر و در مناطق سرد و كوهستاني بالاتر است. مهم نيست كه فرد در چه سني بالغ مي شود؛ آنچه مهم است اين است كه دختر و پسر احساس كنند كه از نظر فيزيولوژيكي و رواني نياز به ازدواج دارند. تشخيص زمان مناسب ازدواج از سوي دختر و پسر تازه بالغ مشكل است . در اين مورد راهنمايي پدر و مادر و مشاوره با مشاور خانواده ضروري است. معمولاً چون دختران از نظر رشد بدني و رواني از پسران جلوترند و رشد آنان سريعتر است ، زودتر بالغ و براي ازدواج آماده مي شوند. به همين علت در اسلام سن تكليف دختران 9 و پسران 15 سال مي باشد.
در اينجا ذكر اين نكته لازم است كه چون اسلام دين جهان شمولي است ، بنابراين حداقل سن تكليف براي تمام مناطق اعم از سرد و گرم مشخص گرديده ؛ يعني در روي زمين مناطقي هست كه دختر در سن 9 سالگي بالغ است ولي اين بدان معنا نيست كه اين دختر 9 ساله بايد الزاماً ازدواج كند. ازدواج زماني واجب است كه شرايط آن از نظر فيزيولوژيكي، رواني ، فرهنگي و اقتصادي فراهم باشد و چنانچه انجام نگيرد فرد به گناه افتد. در ايران به طور عرف اكثر دختران بين 18 تا 25 سال ازدواج مي كنند. پسرها نيز در روستاها در سنين پايين تر و در شهرها بين 25 تا 30 و گاه تا 35 سال ازدواج مي كنند.
تفاوت سن دختر و پسر با در نظر گرفتن موقعيت جغرافيايي و عوامل فرهنگي متفاوت است. گاه تفاوت سن تا 10 سال هم مشكلي ايجاد نمي كند. يكي از فرمول هايي كه در اين مورد پس از آمارگيري هاي سن ازدواج پيشنهاد شده ، آن است كه در سنين پايين تر ، نصف سن پسر به اضافه 7 سال سن مناسبي براي دختر خواهد بود. ولي اين به هيچ وجه فرمول قطعي و يا استاندارد محاسبه شده اي نيست؛ آنچه در اين مورد مي توان به طور قطعي پيشنهاد نمود آن است كه بين سن زوجين تناسب منطقي و معمولي وجود داشته باشد.
مشاوره ازدواج در ارتباط با سن
بعضي از مراجعان به مشاوران اظهار مي دارند كه سن من 30 سال است آيا با مردي 50 ساله ازدواج كنم يا خير. گاه زنان جواني هستند كه مي گويند از پيرمردها خوشم مي آيد و يا پيرمرداني اظهار علاقه مي كنند كه با دختر جوان ازدواج كنند و حتي بعضي ها معتقدند كه ازدواج با زن جوان ، آنها را جوان مي كند.
مشاوران در رابطه با مراجعاني كه براي ازدواج در مورد سن مشكل دارند ، بايد به روش هاي زير عمل نمايند:
1) دختر و پسري كه براي بار اول مي خواهند ازدواج كنند و بين 18 تا 30 سال دارند، اختلاف 5 تا6 سال مناسب است؛ يعني به علّت رشد سريع دختران، اگر پسر5 تا 6 سال بزرگتر باشد از نظر رواني و فيزيولوژيكي وضع مناسبي خواهد داشت.
2) در مورد مرد و زني كه براي بار دوم ازدواج مي كنند. دو حالت وجود دارد. زن براي بار دوم و مرد براي بار اول ، و يا برعكس مرد براي بار دوم و زن براي بار اول قصد ازدواج داشته باشند. در هر يك از حالت هاي فوق زندگي متفاوت است. ممكن است صحبت از داشتن فرزند قبلي باشد و شرايط اقتصادي و فرهنگي متفاوت ؛ به هر حال بايد وضعيت هر يك را به طور انفرادي بررسي كرد و اطلاعات لازم را در اختيار مراجع قرار داد.در مورد سن در ازدواج دوم اهميت مسئله به اندازه ازدواج اول نيست. ممكن است زن مطلقه اي با دو فرزند و 30 سال سن با مرد 45 ساله مجردي ازدواج كند و چون گرفتاري فرزندان او نيز به زندگي او اضافه مي شود، احتمال آن كه با همسرش كه گذشت كرده و با وجود فرزندانش حاضر به ازدواج با او شده ، با گذشت بيشتر بسازد و زندگي شاد و سعادتمندي داشته باشند.
3) از آنجا كه مرگ و مير مردان بيشتر ، و آمار زنان در بسياري از جامعه ها درصد بالاتري را حائز است؛ براي جلوگيري از فحشا و انحراف هاي جنسي بايد چاره اي انديشه شود. در جوامع غربي اصل آزادي جنسي با همه مفاسدش پذيرفته شده است؛ ولي در اسلام به علت اهميت تربيت فرزند و استحكام خانواده، اصل ديگري را در زناشويي مجاز دانسته اند و آن تعّدد زوجات مي باشد. تعّدد زوجات نيز به دو صورت است ازدواج دائم و ازدواج موقت. ممكن است مردي كه ازدواج كرده و زن مهربان و واجد شرايطي هم دارد ولي از روي بوالهوسي بخواهد ازدواج دوم كند، به مشاور مراجعه نمايد. در اينجا مشاور بايد او را در هر دو شرايط ( زندگي با زن اول و زندگي با دو زن) آگاهي دهد. و وضعيت او را به دقّت و از جهات مختلف: از نظر از دست دادن ملاطفت و عطوفت زن اول، از نظر فرزندان ( خواهران و برادران ناتني ) ، از نظر تأمين هزينه هاي زندگي، از نظر جنگهاي رواني مرتبط با زنان متعدد و بالاخره به هم ريختگي محيط گرم خانوادگي موجود به بهاي ارضاي هوس زود گذر هشدار دهد. بديهي است تصميم گيري نهايي پس از بصيرت كامل با مراجع خواهد بود. گاه قدرت هوس به اندازه اي است كه ممكن است با همه اطلاعات و بصيرت داده شده ، مُراجع از ازدواج دوم صرفنظر نكند. مشاور مي تواند پس از مواجهه او با ناملايمات بعدي باز هم او را با توجه به شرايط جديد راهنمايي نمايد.
4) در صورتي كه زنها از قبل با علم و آگاهي ، شرايط چند زني مرد را پذيرفته و حاضر به ازدواج شده اند و مرد نيز شرايط لازم را رعايت كند، شايد مشكلي ايجاد نشود؛ ولي در فرهنگ ايراني مسئله تعدّد زوجات و نيز ازدواج موقت به عنوان يك سيره جاري پذيرفته نشده و اغلب كساني كه از اين روش استفاده كرده اند؛ اگر چه تمام جوانب شرعي را مراعات كرده اند، امّا علاوه بر نارضايي همسران ، مورد طعن و سرزنش ديگران قرار گرفته و زندگي شاد و با ثباتي نداشته اند. از آن جا كه مشاوران نيزاز فرهنگ عمومي تبعيت مي نمايند بايد به افرادي كه به اين سيره تمايل نشان مي دهند، اطلاعات لازم را بدهند و تمام پيامدهاي چنين اقدامي را به آنها گوشزد نمايند.
5) در مورد زنان جواني كه از مردان پير خوششان مي آيد و يا پيرمرداني كه به خيال خود زن جوان مي گيرند تا جوان شوند، بايد نظرشان را از لحاظ فيزيولوژيكي و رواني با توجه به اصول علمي بررسي كرد و آنان را به نادرست بودن باورهايي كه در اين مورد پيدا كرده اند، توجه داد. مشاور بايد نظر دختر يا زن جواني را كه دوست دارد با پيرها ازدواج كند، به اين مسئله توجه دهد كه پيرمرد نه از نظر رواني و نه از لحاظ فيزيولوژيكي قادر به به ارضاي نيازهاي او نيست و فرضاً اگر چند صباحي نظر او را تأمين كند، در نهايت با مشكل مواجه خواهد شد و اين ازدواج عاقبت خوشي نخواهد داشت. دادن اطلاعات لازم در اين مورد احتمالاً نظر زن جوان را به طرف مرداني با اختلاف سنّ معقول تغيير خواهد داد. به هر حال دادن آگاهي و بررسي همه جانبه به مراجع بصيرت خواهد داد كه به گزينش مناسب بپردازد و تصميم عاقلانه و مناسبي اتخاذ نمايد.
جمعه بیستم مهر 1386
کليد قلب همسرم
رازهاي او را هيچ گاه به کسي نگوييد ، آن رازها تنها براي گوشهاي شما هستند.
زوج هاي ازدواج کرده اي که به يکديگر عشق مي ورزند، هزاران پيام به يکديگر مي دهند، بدون اينکه حرف بزنند، گاهي سکوت بيانگر خيلي حرفهاست.
گاهي به او بگوييد که عاشقش هستيد و بدون او کامل نبوديد.
وقتي که راجع به دوستان قديمي اش صحبت مي کند، با دقت گوش دهيد، آن دوستان براي او خيلي عزيز هستند و او با شما بخشي از گذشته اش را که براي او مثل گنج است، قسمت مي کند.
به او کمک کنيد آن چه را که مورد علاقه شماست بياموزد.
وقتي راجع به او صحبت مي کنيد، وي را بالا ببريد (به او شخصيت دهيد) و هرگز او را کوچک نکنيد.
براي او چتري بخريد و آن را در جايي بگذاريد که او بتواند آن را پيدا کند.
اگر با بچه ها مشغول بازي کردن است ، تو هم به آن ها ملحق شو و به او اجازه بده که با آنها، بازيهاي پر صدا بکند. اگر اين کار او را شاد مي کند، حرفي نيست.
تنها بيان کردن مسئله اي درست در مکاني درست هنر نيست، بلکه خودداري از بيان مطالب مسئله ساز در موقعيت هاي نادرست هنر است.
آقايان :
شما بايد براي همسرتان آن طور آماده شويد که دوست داريد او براي شما آماده شود.
بعضي از زنان تصور مي کنند که مردان، آن ها را براي کامجويي مي خواهند، اين تصورات را در هم شکنيد.
بيشتر زنان به خاطر احساس رضايت مي خواهند کار کنند، زيرا بيکاري، بطالت و افسردگي مي آورد.
کمتر زني که نيازهاي عاطفي و مالي او بر آورده مي شود، نياز به کار کردن در خود مي بيند.
تفکر« شوهر خداي دوم در عصر توسعه و فرهنگ»، جواب نمي دهد. دوباره سنجي بعضي از باورها لازم است.
مشکلات شغلي خود را با همسرتان در ميان بگذاريد اگر نتوانست راهنماييتان کند، حداقل شرايط شما را درک مي کند.
اگر کار مي کند سعي نکنيد از ميزان درآمدش مطلع شويد، اجازه بدهيد کم کم خودش راه شريک شدن در مخارج زندگي را مي آموزد.
گاهي اجازه بدهيد کنترل تلويزيون را او در دست بگيرد، در اين صورت احساسش به شما بهتر مي شود.
منبع :برگزيده از مجله فضيلت خانواده و کتاب هاي تسخير قلب 1 و 2
نويسنده : رابرت اکرمن - مترجم : کيهان نيا
یکشنبه هشتم مهر 1386
آزمایش های قبل از ازداواج
برای آغاز یک زندگی سالم، مسلماً چیزی جز سلامت و صحت طرفین ملاک نیست.به همین منظور، عروس و داماد با مراجعه به محضر از انجام پارهای آزمایشات مطلع میشوند. محضر، زوجین را با معرفینامه عکسدار مهرشده به آزمایشگاه ميفرستد.
آزمایشات مربوطه شامل :
1- آزمایش عدم اعتیاد از هر دو نفر؛ اعتیاد به عنوان یک معظل اجتماعی است و تأثیرات سویی که بر ادامه یک زندگی دارد مورد توجه ویژه قرار گرفته است.
2- بررسی بیماری سیفلیس؛ انجام این تست برای آقایان الزامی است.
3- بررسی زوجین از نظر تالاسمی؛ تالاسمی یک نقص ژنتیکی است که به دلیل شیوع بالای آن مورد توجه قرار میگیرد.
4- تزریق واکسن کزاز برای خانمها.
5- گذراندن کلاس مشاوره تنظیم خانواده.
در ادامه مطلب به طور مفصل بخوانید :
ادامه مطلب
یکشنبه هشتم مهر 1386
تغییرات رفتاری ، اجتماعی و بدنی بعد از وضع حمل و راهکارهای آن
یکشنبه هشتم مهر 1386
آداب و سنن شب زفاف ، باید ها و نباید ها شب زفاف
چهارشنبه چهارم مهر 1386
مهم ترين و عمومي ترين آداب و رسوم وسنت هاي ازدواج بين خانواده هاي ايراني
ازدواج
" وَ مِن آياتِه اَن خَلَقَ لَكُم مِن اَنفُسِكُم اَزواجاً لِـتـَسكنوا اِليَها و جَعـَل بَـينَـكـُم مَودَّة وَ رَحمَـةً اِن فِي ذلِكَ لِآيات لِقومٍ يـَتـَفـَكَّرونَ"
" يكي از آيات و نشانه هاي لطف الهي آن است كه براي شما از جنس خودتان جفتي بيافريد كه در كنار او آرامش يافته و ميان شما انس و دوستي و رحمت برقرار نمود كه اين نيز براي مردمان متفكر و آگاه از نشانه ها ي علم و حكمت آشكاراست ". ( سوره روم 21 )
ازدواج و تشكيل خانواده سنگ بناي هرجامعه ي بزرگ انساني است كه در انجام وظايف فردي و روابط اجتماعي آنها نقش اساسي و بنيادين دارد و يكي از مهم ترين و زيباترين سنن اجتماعي انسان ها در طول تاريخ است كه ريشه در فطرت و آفرينش ويژه ي آدمي دارد و تأمين كننده و تعديل كننده ي بسياري از نيازهاي رواني ، عاطفي ، اجتماعي ، اخلاقي ، اعتقادي و حتي اقتصادي انسان مي باشد كه در اسلام بسيار مورد تأكيد قرار گرفته است.
اما بايد اذعان نمود ازدواج اين امر الهي ، اجتماعي و پديده ي جهاني كه همه ي جوامع سالم بشري و اديان آسماني بر آن تأكيد داشته و خود نيز ، موضوعي ساده و مقدس است ، در عين حال يك پديده ي فرهنگي هست كه نزد هر ملتي رنگ خاصي به خود گرفته است . در كشور ما با وجود عقايد، الگوها و سنت هاي اصيل و ساده ي اسلامي براي ازدواج ، متأسفانه در حال حاضر اين ارزش متعالي و مقدس در چنگال آداب و رسوم غلط و ضد ارزش ها گرفتار شده است و در طول زمان دستورات ساده ي اسلام و سنن حسنه ي پيامبر گرامي و ائمه اطهار از روي عدم آگاهي ، مطابق تمايلات و سليقه افراد مختلف جهت داده و چيزي به آن اضافه شده است . بدان گونه كه امروز ازدواج جوانان در ميهن اسلامي ما بيش از آن كه بُعد مادي و اقتصادي داشته باشد ، ريشه در ابعاد فرهنگي و فكري دارد كه تار و پود آن به صورت دامي از ملا ك ها و آداب و رسوم غلط ، تشريفات و توقعات بيجا و بعضاً خرافي است كه غالباً محصول چشم و هم چشمي و رقابت هاي مخرب ، تقليدهاي كوركورانه ، مسخ هويت و كرامت انساني است.
برخي از مهم ترين و عمومي ترين آداب و رسوم وسنت هاي ازدواج بين خانواده هاي ايراني:
1) ازدواج تحميلي
با اين كه خوشبختانه با افزايش دانش و بينش جوانان و خانواده ها ، از شدت اين مسئله كه برخلاف اصول اخلاقي و اجتماعي و احكام اسلامي است ، كاسته شده ، اما هنوز هم در برخي مناطق ، پدر و مادر و نزديكان داماد ، هر دختري را كه پسنديدند و پيشنهاد نمودند بدون نظر خواهي معقول از پسر، او را مجبور به ازدواج با آن شخص مي كنند و بعضي پسرها هم بدون توجه به مشكلات بعدي به راحتي مي گويند هر كه را شما بخواهيد و هرچه شما بگوييد! در اين خانواده ها عموماً وضع دختران و مجبور كردن آنها به ازدواج هاي تحميلي ، بسيار وخيم تر است.
2) شيربهادر بعضي شهرها و روستاها رسم غلط بر آن است كه قبل از عروسي براي تهيه مقداري از جهيزيه ، از داماد مبلغي پول نقد به عنوان شيربها مي گيرند كه خود مانع و مشكل بزرگي براي خانواده هاست و يكي از آسيب هاي كوچك آن اين است كه خانواده ي داماد درمقابل ، عموماً انتظار دارند كه جهيزيه مفصلي باز گردانده شود. كاش اين افراد لحظه اي مي انديشيدند كه شير مادر چيزي نيست كه قابل خريد و فروش باشد.
مهريه
مهريه يك سنت حسنه ي اسلامي است كه از زمان پيامبر اكرم ( صلي الله عليه واله وسلم ) وجود داشته و تعيين آن مورد تأكيد است . با اين كه عده اي مي گويند مهريه را چه كسي داد و چه كسي گرفت ، پرداخت آن عندالمطالبه بر ذمه ي داماد است ؛ يعني هرگاه زن طلب مهريه كرد شوهر بايد آن را پرداخت كند . در قديم مهريه عموماً ساده و براساس دستورات اسلامي ، به روال مِهرالسُنه ي حضرت فاطمه زهرا ( س) بوده است ، اما متأسفانه امروزه بسياري از مردم ، اين سنت پسنديده را مطابق با تمايلات خود جهت داده اند و مهريه را به عنوان ارزش يك دختر تلقي مي كنند و به اشتباه مهريه سنگين را پشتوانه اي محكم و تداوم بخش در زندگي زناشويي مي پندارند. چرا بايد بعضي دختران به بالا بودن نامعقول مهريه خود افتخارنمايند؟ مگر الگوي زنان ما فاطمه زهرا (س) نيست ؟ و مگر الگوي ازدواجي كه خدا و رسول خدا و ائمه اطهارمي پسندند وعقل بر آن صحه مي گذارد و رضايت خلق خدا را فراهم مي سازد، ازدواج بزرگ مرد تاريخ اسلام حضرت علي ( ع ) با فاطمه زهرا (س) نيست كه با نهايت تأسف برخي ازدواج ها با تمام محسنات داماد ، به علت عدم توافق بر سر مهريه و مبلغ آن ، صورت نمي گيرد.
اين دسته از والدين را بايد آگاه كرد كه دختر ، و زندگي او كالاي مورد معامله نيست تا بر سر مبلغ مهريه اش بحث كنند و بايد بدانند كه طلب كردن مهريه ي سنگين، نشانه عدم اعتماد و اطمينان كمتر است و بهانه اي براي ايجاد انتظار نامعقول و جهيزيه ي خارج از توان ، كه همه ي اينها از آفت هاي ازدواج و آسيب هاي فرهنگي و اجتماعي آن محسوب مي شوند.
3) جهيزيهجهيزيه بايد سبك ، ساده و در حد ضروريات اوليه ي شروع زندگي جديد باشد همان گونه كه جهيزيه حضرت فاطمه زهرا( س) به روايتي هفده قلم بوده است كه در آن زمان به 63 درهم خريداري شده است و اين هم از سنت هاي حسنه ي اسلامي است كه به تدريج از هدف اصلي دورشده و متأسفانه در زمان ما يكي از مشكلات ازدواج شده است ، بدانگونه كه برخي خانواده ها به جهيزيه عروسشان با وسواس توجه مي كنند و اگر آن را نپسنديدند مايه ي سرشكستگي خود و خانواده خود تصور مي كنند و ارزش عروس خود را با وجود فضائل اخلا قي فراوان به جهيزيه اش مي شناسند! و توقع دارند كه به اصطلاح از شير مرغ تا جان آدميزاد همراه خود بياورد ! تا جايي كه ديده شده است پدري يكي از كليه هاي خود را براي تهيه جهيزيه دختر خود فروخته است و يا دختري به علت فقر و عدم توانايي تهيه ي جهيزيه ، از ازدواج صرف نظر كرده است . به علاوه بسيار مشاهده مي شود كه بعضي از وسايلي كه به عنوان جهيزيه با هزينه هاي كمرشكن تهيه شده است، سال ها دست نخورد ه مانده و فقط به نمايش درآمده است .
4) تجمل و تشريفات دست و پاگيربايد نهضتي برضد ازدواج هاي پر خرج و تشريفاتي به وجود آورد كه هزينه هاي زيادي را مي بلعد و نابود مي كند و انگيزه اي جز چشم و هم چشمي و رقابت هاي مخرب ندارد. بايد با الهام از دستورات عالي اسلام با هرگونه تجمل پرستي و خرج تراشي هاي بي دليل در امر ازدواج به شدت مبارزه كرد. بايد در فرهنگ عمومي اين باور ايجاد شود كه خرج تراشي و هزينه هاي زياد در مراسم مختلف ازدواج نه دليل شخصيت ، نه نشانه ي آبرو و نه موجب تحكيم پيوند زناشويي است . ريشه ي بسياري از كدورت ها ، اختلافات خانوادگي و جدايي ها را بايد در همين آداب و رسوم غلط ، در همان شب هاي جشن و سرور پرخرج ، تقيد به مشتي آداب و رسوم غلط و توقعات بيجا و توجه افراطي به ظواهر مادي به هنگام خواستگاري جستجو كرد. افسوس كه تقليدهاي كوركورانه ، چشم و هم چشمي ها، آبروهاي خيالي بدتر از هر بي آبرويي و خواب هاي خرگوشي مرگبار، بعضي مغزها را منجمد كرده و از درك حقايق و واقعيت هاي ازدواج باز داشته است كه حاصلي جز اضطراب ، افسردگي ، تظاهر و زندگي بي روح و نشاط و اختلالات عصبي و رواني ندارد.
اما در پيوندي كه دختر و پسر از روي شناخت ، با يكديگر صميميت و تفاهم داشته و والدين آنها بدون سختگيري هاي بيجا و پس از مشاوره و بررسي آن را تصويب مي كنند و در يك محفل شاد و دوستانه و صميمانه برگزار مي شود، نيازي به تشريفات كمرشكن ، پيرايه هاي ابلهانه ، تجملات و مخارج رويايي و افتخارات موهوم ندارد. مسلم است كه در چنين ازدواجي ، كه بهتر است آن را ازدواج اسلامي و طبيعي بناميم ، نه از مهريه هاي كمرشكن و جهيزيه هاي ريز و درشت خبري هست ، نه از شيربها و طلا و جواهرات زياد و گران قيمت و هداياي سرسام آور و آينه شمعدان هاي غير ضروري ، خريدهاي آن چناني قبل از عقد براي عروس و خانواده ي او ، تقديم و ارسال هدايا در اعياد و روزهاي خاص و بالاخره تشريفات و اسراف هاي مراسم عقد و عروسي با هزينه هاي سنگين و...
نكته عجيب و قابل تأمل و تحقيق اين است كه گروه عمده اي از خانواده ها كه از اين پيرايه ها و تشريفات زايد و كمر شكن شكايت دارند، ناله مي كنند و درمقام بحث با اين گونه آداب و رسوم غلط و دست و پا گير مخالفت مي ورزند ، در عين حال غالباً به آنها پاي بندند و زماني كه خود به عنوان والدين پسر يا دختر در موقعيت قرار مي گيرند صورت مسئله را پاك كرده در دام آن تارهاي عنكبوتي افتاده و به مصيبت و خطا گرفتار مي شوند . شايد بتوان گفت كه يكي از دلايل اين تضاد عقيده و عمل ، عدم شهامت كافي و ضعف اراده و تفكر و ايمان آنها به مبارزه و شكستن سنت ها و آداب و رسوم موهوم وغلط است.
فرانسيس بيكن فيلسوف انگليسي قرن 17 ميلادي ، خطا هاي مبتلا به ذهن آدميان را كه در تحصيل علم و آگاهي و كشف حقيقت ، مايه گمراهي انسان مي شوند بت ناميده و از آنها به عنوان بت هاي طايفه اي ، شخصي ، بازاري و نمايشي نام برده است. اين گونه آداب و رسوم و سنت هاي ناپسند و انحراف از فطرت خداوندي و اسلامي را نيز از جمله بت هاي فرهنگي و فكري امروز ميهن اسلامي مي توان ناميد كه نياز به بت شكن و قهرمان هاي فرهنگي و فكري دارد و درمانش هم بازگشت به سنن اصيل اسلامي است.
